محمد باقر بن عماد الدين شيرازي
54
ضياء العيون ( فارسي )
باز دارد و جلا زيادت بدهد و اكر ناسوخته در چشم كشند جلا زيادهتر دهد و اكر سوخته استعمال نمايند تخفيف وى زيادهتر بود و اكر بعد از سوختن شسته باشند نشف رطوبات بىلذع بكند و صفت سوختن وى جنان است كه در كلى كه با سركين آب سرشته با سند بكيرند و در تنورى نهند كه اتش تافته باشد تا بسوزد و علامات سوخته وى ان بود كه سفيد شده باشد و اگر سفيد نشده باشد ديكر در كل گيرند و در آتش پزند يا در كوزه كوارى كند و در كل كيرند ديكر مار در آتش برند ناتمام سوخته گردد و سفيد شود و بعد از آن باب سحق كنند و بشويند و خشكانند و ديگر بار صلايه كنند و به كار برند حرف اليا ياقوت ياقوت بهترين وى سرخ زمانى بود در داروهاى چشم روشنائى بيفزايد و صحت چشم [ فصل چهارم در شيافات ] فصل چهارم در شيافات شياف ابيض از براى رمد كرم و خوارش و سوزش كه از كرمى بهم رسيد باشد مفيد است قروح و جوششى را كه در چشم واقع شود سود دارد سفيداب شسته